بلاگ
تماشای توپ در هنگام ضربه زدن
بازیکنان نخبه چگونه بر روی نقطه برخورد تمرکز می کنند؟
مربیان و بازیکنان تنیس در طول تمرین و آموزش، همیشه توجه خاصی به عناصر واضح و قابل رویت ضربه داشته اند. اما ضربه های بک سوینگ و فوروارد سوینگ و تعقیب توپ و بررسی لحظه برخورد توپ با راکت کمتر توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است.
هدف این پژوهش، بررسی حرکت سر و خیره شدن به توپ در طول فاز ضربه است. در واقع توصیه قدیمی «چشم از توپ برندار» را واکاوی می کنیم که احتمالا بیش از هر جمله دیگری در آموزش تنیس به کار رفته است.
برای واکاوی حرکت سر و نحوه خیره شدن بازیکنان نخبه تنیس، تصاویر آنها را درست در لحظه برخورد و بلافاصله پس از آن تجزیه و تحلیل کردیم و آنها را با تصاویر بازیکنان حرفه ای سطح پایینتر مقایسه کردیم.
پژوهش قبلی که توسط استین و اسلت در سال 1981 با تماشای تصاویر تمامی بازیکنان بزرگ حرفه ای انجام شد نشان داد که نگاه بازیکنان برتر، همیشه توپ را تعقیب نمی کند و تاکید می کرد که دنبال کردن دقیق مسیر توپ تا ناحیه برخورد برای بیشتر بازیکنان امکان پذیر نیست یا علاقه ای به آن ندارند.
معمولا همیشه اینطور فرض میشد که در بهترین حالت، همه می توانند فقط تا لحظه برخورد توپ به راکت آن را تعقیب کنند، و نه پس از آن.
هرچند مشاهدات اخیر از تصاویر راجر فدرر و رافائل نادال این نتیجه گیری را زیر سوال می برد. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، ایده ای که باعث این پژوهش شد این است که به نظر می رسد بازیکنان بزرگ که در سطوح بالای رنکینگ جهانی قرار دارند، نوعی کنترل بر روی حرکت سر و نگاهشان در طول فاز برخورد به دست آورده اند.
بررسی چند صد تصویر که از لحظه برخورد توپ و پس از آن از هر بازیکن گرفته شده نشان می دهد که بازیکنان نخبه نه تنها به نظر می رسد بیش از بقیه بازیکنان توپ را تعقیب می کنند، بلکه بالاتنه شان حالت خاصی نیز پیدا می کند: در لحظه برخورد، سر و چشم آنها به سمت ناحیه برخورد چرخش پیدا می کند.
همچنین نکته ای که با پژوهش های پیشین تناقض دارد این است که فدرر و نادال نه تنها تا لحظه برخورد به توپ چشم می دوزند، بلکه پس از برخورد نیز سرشان ثابت است و مسیر برخورد را تعقیب می کند.
این «خیرگی» به ناحیه برخورد، ویژگی خاص بازیکنان نخبه است.
مهمترین یافته پژوهش ما این بود که بازیکنان نخبه قادر بودند کنترلی مداوم در این زمینه داشته باشند؛ مداومتی که در تورنمنت های زنان توسط اشتفی گراف به نمایش گذاشته می شد. گراف نیز در تمام ضربه ها مدت زیادی را پس از لحظه برخورد صرف تعقیب توپ می کرد.
مقایسه تصاویر لحظه برخورد نشان می دهد که بازیکنان برتر در نحوه خیرگی به مسیر برخورد تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارند. در واقع تفاوت عمیقی در نحوه حرکت سر و خیرگی آنها با بازیکنان نخبه قدیمی وجود دارد (برای مثال می توانید آرنو کلمان، تنیسور فرانسوی را ببینید).
بیشتر تصاویر نشان می دهند که بازیکنان در هنگام برخورد، نگاهشان را به ناحیه ای جلوتر از توپ متمرکز می کنند.
علاوه بر این، معمولا دیده می شود که بازیکنان پیش از این که توپ حتی به راکت برسد، سرشان را بالا می برند و چشم از توپ برمی دارند. آنها طوری سرشان را می چرخانند که انگار می خواهند بلافاصله شروع خط سیر توپ یا حرکت حریفشان را زیر نظر بگیرند. در بخش فورهند این مسئله کاملا مشهود است و بازیکنان رده بالا تفاوت فاحشی با بازیکنان رده های پایینتر دارند.
مقایسه بین بازیکنان این نکته را آشکار می سازد که ظاهرا اکثر بازیکنان حرفه ای یا اصلا مسیر توپ را پس از ضربه تعقیب نمی کنند، یا گاهی اوقات این کار را انجام می دهند. هر بازیکنی مهارت و کنترل خاصی در یکی از ضرباتش دارد (معمولا بک هند) و در آن ضربه دقت بیشتری دارد و با مرکز راکت به توپ ضربه می زند (لیتون هویت را ببینید).
گفته می شود که تفاوت کمی در توانایی ضربه زدن در بین بازیکنان رده بالا وجود دارد و بنابراین تنها تفاوت موجود در قدرت ذهنی آنان نهفته است.
اما مشاهدات بالا نشان می دهد که در سطح حرفه ای، همه بازیکنان از لحاظ مهارت فنی هم سطح نیستند، مخصوصا از لحاظ کنترل نگاه.
پژوهش های گذشته در ورزش های راکتی نشان می دهند که نگاه بازیکنان حرفه ای به توپ با یکدیگر متفاوت است. این بازیکنان از الگوهای خیره شدن به توپ و استراتژی ادراکی گرفته تا تحلیل اطلاعات و تمرکز بر اطلاعات مرتبط و همچنین پردازش اطلاعات و مدت زمان تصمیم گیری با یکدیگر تفاوت دارند.
اما چیزی که واقعا جلب توجه می کند و از پژوهش های پیشین متفاوت است این است که بازیکنان نخبه توپ را تماشا می کنند و سرشان را مخصوصا در زمان برخورد توپ، در حالت متفاوتی قرار می دهند. بدین ترتیب، بازیکنان بزرگ فقط بهتر به توپ ضربه نمی زنند، بلکه روش ضربه زدنشان نیز متفاوت است.
انتظار می رود بازیکنان بزرگ تنیس در زمان ضربه زدن به توپ، ارتباط چشمی با آن برقرار کنند، اما مشاهدات ما نشان می دهد که همیشه اینطور نیست. نکته خاصی که در این پژوهش وجود دارد اینست که تفاوت بازیکنان بزرگ در نحوه ضربه زدنشان به توپ نیست، بلکه بیشتر در کنترل نگاهشان در فاز ضربه است.
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، در میان بازیکنان بزرگ تنها چند نفر از برترین های آنان هستند که نگاه خاصی به ناحیه برخورد دارند. این موضوع در تنیس مدرن به طور مشخص در ثبات خیره کننده راجر فدرر و رافائل نادال به نمایش گذاشته می شود.
آیا کنترل نگاه، ویژگی تعیین کننده ای برای بازیکنان بزرگ است؟ در حال حاضر بررسی بازیکنان نخبه فقط این موضوع را به ما نشان می دهد که کنترل نگاه و مخصوصا تثبیت این نگاه می تواند بخشی از روندی باشد که به آنها کمک می کند تا دقت بیشتری مخصوصا در ضربه زدن با مرکز راکت داشته باشند.
به طور کلی فدرر و نادال به ما نشان می دهند اینکه طوری تنیس بازی کنیم که چشممان همیشه فقط به توپ نباشد امکانپذیر است و حتی در بازی به ما کمک می کند. در نتیجه تماشای توپ در تمام طول مسیرش استراتژی بصری بازیکنان نخبه نیست.
این مسئله به نوعی نظریه مزایای تمرکز بر روی ناحیه برخورد در زمان ضربه زدن را تقویت می کند.